مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 1 آبان 1388
غریبه ...

غریبه آمده بود آشنا شود با من

و از مسیر مقدر جدا شود با من

به اعتقاد و به تقواش پشت پا بزند

به درد بی دینی مبتلا شود با من

خدای کودکیش را کنار بگذارد

خودش خدا بشود یا خدا شود با من

به درک تازه ای از عشق و معرفت برسد

ز قید کهنه عادت رها شود با من

بدل به من بشود من بدل به او بشوم

برای چند شبی جا به جا شود با من!

برای معرکه گیری غریبه تنها بود

در این مکاشفه می خواست ما شود با من

خلاصه - قرص و مصمم - غریبه آمده بود

که باز وارد یک ماجرا شود با من

****


غریبه آمد و ننشسته پا شدم با او

دوباره وارد یک ماجرا شدم با او

هر آنچه قدر که راحت جدا شدم از خود

هزار مرتبه اش هم نوا شدم با او

برای آتش بازیش یک نفر کم بود

به او اضافه شدم من دو تا شدم با او

به جان جنگل دلهای عاشق افتادیم

بلا شدم بله مردم! بلا شدم با او

مرا غریبه چنان خام و خواب وسوسه کرد

که خود روانه راه خطا شدم با او

هزار سال گذشت و هنوز بی خبرم

که کی ؟چگونه ؟کجا ؟آشنا شدم با او

دوشنبه 20 مهر 1388
اطلاعیه

این وبلاگ هم به زودی به روز خواهد شد !!

چهارشنبه 3 تیر 1388
لباس شخصی

 پشت چراغ قرمز خیلی طولانی نشستم و غرق در افکارم هستم که ناگهان ماشین از جا می پره و احساس می کنم دارم قبض روح می شم ! بلافاصله به راننده ی ماشین عقبی که کوبیده به ماشینم با دست اعتراض می کنم و از این ایش و فوش های خانمانه می یام !!‌ اونقدر چسبونده بوده به ماشین من که وقتی اومده ماشین رو روشن کنه چون رو دنده بوده اونجوری کوبیده شده به من و کل روح و روان داغون این روزا مو هم با اون تکون داغون تر کرده .

تو آینه قیافه اش دقیقا بسیجی می زنه و یه خانم چادری هم کنارش نشسته ...

با خودم فکر می کنم هیچ بعید نبود که تو این هر کی هر کی ی این روزا مثلا از ماشین پیاده می شد ،‌می اومد کنارم وبا یه شلیک به مغزم به تلافی اعتراضی که بهش کردم جوابم رو می داد ....!!!

نمی دونیم که کی لباس شخصیه این روزا !!!!! اما پیراهن مشکی اش درست مثل لباس های مشکی ی خودم بهم می گه که این آدم هم مثل خودم عزاداره....    


دوشنبه 1 تیر 1388
خون و آفتاب

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا ...... میدونم که ابرای سیاه به دنبالشون آفتاب گرمی رو میارن  پس فقط میخوام آفتاب اون روزا چشم های هر چی سیاه دل هست رو کور کنهههههههههههههههه  

آخ خداااااااااااااا دلم داره میترکهههههه 

اون چشم ها ................................

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>