X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 17 آبان 1386
میوه ممنوعه (۱)

قطعآ برای خیلی از شماها پیش اومده که وقتی با کسی یا جمعی  درباره موضوعی مرتبط با مسائل روز جامعه صحبت می کنین  مواجه با این پاسخ میشین که  :

  < چی بگم والا - من که سیاسی نیستم >    یا    < من از سیاست سر در نمیارم > 

 و یا    <من خوشم نمیاد وارد سیاست بشم >

و بسیاری چیزای دیگه که حتمآ شنیدین ...

این که همیشه از این مقوله فرار میکنیم و دانستن و گاهی دخیل شدن در آن را گاهی دردسر زا و یا بی ارتباط به خود تلقی می کنیم به اعتقاد من ریشه در گذشته داره ... از گذشته سرشار از سرکوب و دیکتاتوری - از گذشته خالی از دموکراسی و پر از سرکوب حرکت های مردمی  - چه در ... زمان قاجار - چه پهلوی و چه متهجرین اسلام نما ...

اینطور میشه که از سیاست فرار میکنیم و احساس میکنیم مال اوناس که سرشون بوی قرمه سبزی میده ! و اون وقت نتیجه اش میشه :

 سرکوب ها - قلدری ها - ارباب رعیتی ها - رهبر محوری ها - وابستگی های جور واجور به بیگانه ها  و نوکری اجنبی ها  و  همچنین اختیار خود به دست مزدوران تشنه سرمایه های این سرزمین سپردن  - عنان ملت به دست بی کفایتان نهادن  -  سرمایه های تاریخی این ملت را حراج کردن  - تاریخ یک تمدن را زیر آب بردن - از حقوق مسلم  یک ملت بواسطه اهداف سرکوب گرانه و ایدئولوژیک محض گذشتن - سنت ها و آداب یک سرزمین را سرکوب کردن و در عوض سنت های هدفدار مذهبی را تو حلقوم یک ملت فرو کردن - مهرورزی علنی جلوی چشم همه کردن  - حقوق مدنی و اولیه را سلب کردن - دلارامی را به جرم بودنش دل آشوب کردن و در نهایت هستی و اعتلای یک سرزمین را با حماقت ها - تهجر ها - کوته بینی ها و افکار ضد میهنی به ورطه نابودی کشاندن .

و اغلب ما بی توجه ( البته صرفآ ناراضی !) به این همه ظلم - خیانت و بی عدالتی به روزمرگیمون ادامه میدیم و منتظریم که شاید از یه جایی فرجی بشه !

همه این ها بواسطه اینه که هیچ وقت نخواستیم سیاسی بشیم چون سیاست رو امری جدا میدونستیم و تو جامعه هم همیشه تا میخواستن کسی رو  -له - کنن انگ سیاسی بهش می چسبوندن و ما هم باورمون میشد که سیاست یعنی میوه ممنوعه !

براستی سیاست یعنی چی ؟ سیاسی کیه ؟ آیا درسته و آیا باید سیاسی باشیم ؟

دنباله بحث رو در قسمت دوم دنبال می کنم و امیدوارم که نظرهاتون تا اون موقع بدونم .

آزاد - پاینده و شاد باشین .